نسبت نسبی

۱-روزها فکر و خیال شده تنها مونسم.چه می دانستم چنین روزهایی رو هم خواهم دید.چه شب ها تا صبح خوابش را می بینم و چه روزها که گوشه ای چمباتمه می زنم به گذشته و به او فکر میکنم.یکی غم نان دارد و غم بی پولی . کسی درد و مرض دارد و کسی مریض دار ولی ماله من خاص است .خاص خاص.
جراتش نوشتنش سخت است چون وقتی اسم میارم بغض گلویم را می فشارد .
خیلی گفتنی ها رو نمیشه نوشت حتی اگر خونده نشن.بعضی چیزهای رو فقط باید در انبار دل،جوری پنهان کرد که حتی خودت هم سراغش نیای.نمی دونم چی شد ولی چشم بازکردم و دیدم برای خیلی چیزها دیر شده .یا من از خیلی ها دور شدم یا همه از من.منی که کمترین واکنشم قورت دادن مشکلاتم بوده.

۲-تیتر این موضوع نسبت نسبیه که مربوط به مطلبی هست که قرار بود ماه پیش بنویسم ولی از اونجایی که ناچارم به خیلی چیزها فکر نکنم در موردش چیزی نمینویسم.

۳-تا دقیقه نود قرار بود رای ندم ، حتی می خواستم پیشتر بنویسم که رای نخواهم داد.ولی به دلیل اینکه چهار سال پیش از مهدیه خواستم بریم و به موسوی رای بدیم ، اینبار اون خواست که بریم و به روحانی رای بدیم.رای دادم ولی تنها چیزی که خوشحالم میکنه خوشحالی مردم و جوی که بعد از قهر مردم با انتخابات در روزهای آخر شکل گرفت و همه  اصرار میکردن که رای بدیم و البته به روحانی.نوشته ها و دلایل دوستان چه در وبلاگهاشون و چه در فیس بوک تاثیر زیادی داشت در رای دادن من و خیلی های دیگه.
امیدوارم مشکلات اقتصادی و اجتماعی کشور برای همیشه از بین بره

۴-بیتای من یک سال و ۴ ماهه شده.دختر ناز من بیش از پیش  شیطنت میکنه. کلمه کلمه هایی که یاد گرفته رو با لحنی دلنشین ادا میکنه.بابا و ماما میگه ولی غیرهوشند.یعنی بابا رو یکبار به من میگیه یکبار به مامانش و برعکس.توب بازی میکنه،عروسکاش رو لالایی میده و وقتی هر خوراکی میبینه اشاره میکنه به کلمه نو (نون)

۵-بیتا رو پارک میبرم برای تاب بازی ، برای آشنا شدن با مردم، برای دیدن بچه های همسن و سالش و برای دیدن کلاغ و گربه ها.بیتا در حال شناسایی موجودات و اشیاء این کره ی خاکیه!

 

دیدگاه‌ها درحال حاضر بسته است. اما شما می‌توانید بازخوردی از سایتتان.

۱ دیدگاه برای “نسبت نسبی”

  1. پ.آ گفت:

    همیشه زندگی اونجوری که آدم انتظارشو داره پیش نمی ره
    فقط می تونم برات دعا کنم و آرزو کنم بهترینها برات اتفاق بیفته و خودت و خانوادت شاد باشید همیشه
    راستی منم با تو موافقم (یا من از خیلی ها دور شدم یا همه از من)
    منم این روزها همین احساس رو دارم
    انقدر دلم گرفته که احساس می کنم تا آخر دنیا هم باز نمیشه

عضو خوراک مطالب شوید