افراط دینی

۱٫ بیتای من در آستانه ۴ چهار ماهگیه.دست و پا میزنه ، از خنده ریسه میره ، من و مامانش رو میشناسه و روی هم رفته روز به روز کارهای جدیدی ازش سر میزنه.باور نکردنیه وجود بچه ای که هر وقت نگاهش میکنم از خودم میپرسم بابا شدم بابا شدم و این دخترمه.

۲٫زمانی که دور دور وبلاگ نویسی بود و کامنت و هیت و سرزدن وبلاگ نویسا بهم یک رسم شیرین بود ، بالا بودن کامنت برای من هم لذت بخش بود.دور نیست روزهایی که یک خط مینوشتم و کانت گذارهای بیکار به صف میشدن که وبلاگ قشنگی داری به ما هم سر بزن و بینابین اون هم دوستانی بودن که با توجه به مطلب نوشته شده نظر میدادن.به امروز که نگاه میکنم تنها کامنت های این وبلاگ ، اسپم های بی سروته و تبلیغاتی هست که توسط رباط ارسال میشه .

۳٫آهنگ آخر شاهین نجفی رو شنیدم.با توجه به اینکه پیشتر آهنگ های قبلیش رو شنیده بودم برام خیلی عجیب نبود قبح خیلی چیزها رو از بین ببره و حتی کار برو به جایی بروسنه که به عقاید مذهبیون توهین کنه.نه طرفدار سبک خوندنش بودم و نه صدای قشنگی داره ولی از اونجایی که در آهنگ ها تابو شکنی ، توهین و نوعی اعتراض که میل به شنیدن ادامه آهنگ رو به شنونده منتقل میکنه باعث شده بود کارهاش رو حداقل برای یکبار شنید.
شاید من بچه مسلمان که از قضا سید اولاد پیغمبر هم هستم اشتباه فکر کنم ولی به نظرم مقصر اصلی این چنین تابو شکنی ها افراط پیش از حد و تندروی مذهبی داخل کشوره .خیلی ساده س ، هر چقدر ماهواره جمع شد مجدد مردم نصب کردن ، هر سال بهار گشت ارشاد تو خیابون ها راه افتاد و ارشاد کرد ولی سال بعد نه تنها ریشه کن نشد بلکه بدتر هم شد. کافیه تیپ بدترین مورد دستگیر شده سال اول راه اندازی گشت ارشاد رو با موجه ترین شخص دستگیر شده امسال مقایسه کرد تا بی نتیجه بودن این همه سختیگیری مشخص بشه .از هر ده نفر چند نفر نماز میخونن ؟ مگر در دوران مدرسه اجبار نبود ؟ پس چرا نماز خونا روز به روز کم شدن؟سخت گیری و افراط پیش از حد نتیجه ای جز اسلام زدای ، دین گریزی ، عدم التزام به واجبات، سبک شمردن شرعیات،بی توجهی به اعتقادات و یواش یواش به سخره گرفتن دین و در آخر توهین و دست انداختن اونو موجب میشه.اینقدر افراط شد که به راحتی میشه در مورد خیلی مسائل دیگه جک ساخت ، خندید و مسخره کرد.بالایی ها مقصرن چون روز به روز قبح خیلی مسائل به خاطر همین افراط ها از بین خواهد رفت.
این حرف من نیست ، نوشته های زیادی رو توی این چند روزه خوندم که اعتراف کردن اگر اینهمه سخت گیری ، افراط و مهم تر از همه تحریف و خرافات نبود بلایی که مخالفان اسلام سالها میخواستن بیارن ولی نتوستن با چنین روشی آوردن.

۴٫سرگرمی خوبه شده باغچه کاری حیاط منزل و حداقل نیم ساعت فرصت برای آب دادن به گل و درخت ها و گهگداری هرس کردن اونها.حیاط خونه خشک و خالی بود ولی با گذشت چند ماه تبدیل به یک محیط سرسبز یا گل های خوش بو  و سبزی خوردن های تازه شده

دیدگاه‌ها درحال حاضر بسته است. اما شما می‌توانید بازخوردی از سایتتان.

۲ دیدگاه برای “افراط دینی”

  1. مائده گفت:

    بسمه الله
    سلام!
    شکه شدم … خیلی وقت بود که این جا نیومده بودم … یه دفعه با خوندن خط اول حسابی شکه شدم … باورم نمیشه … انگار همین دیروز بود که لینک این جا رو عمو گذاشته بود تو سایتش و عروسیتونو تبریک گفته بود …
    انگار همین دیروز بود که با خنده برای دوستم میخوندم که نوشتین ۴ میلیون شاباش گرفتین و …
    حالا دارم میخونم …

    “بیتای من در آستانه ۴ چهار ماهگیه.دست و پا میزنه ، از خنده ریسه میره ، من و مامانش رو میشناسه و روی هم رفته روز به روز کارهای جدیدی ازش سر میزنه.”

    تــــــــــــــــــــــــبریک … اشک تو چشام جمع شد … تبریک … بابا شدنتون تبریک …

    شدیدا موافقمممممممم … افراط و تفریط ها … ! اما حیف که هنوز هم متوجه نیستن که …
    با اجازه شماره ۴ مطلبتون رو تو فیس بوک شیر میکنم … با ذکر منبع …

    راستی … الان با انگشتام حساب کردم دخترتون بهمن ماهیه! 🙂 مثل من … 🙂

  2. چشم آبی گفت:

    نوشتم که بگم من هنوز هم میام اینجا؛
    شاید دوران بلاگرها گذشته ولی رفاقت مقالِ دیگریست.

    دیگه وبلاگی ندارم که بخوام بهش سر بزنی،
    خودم هم که دورم پس به خودم هم نمیتونی سر بزنی،
    لا اقل برو به بابک سر بزن ببین هنوزم خوب چیزیه یا نه 😉

عضو خوراک مطالب شوید