Ads by dariushkabir.com
Ads by dariushkabir.com

شنبه، 12 بهمنماه 1381 | February 01, 2003
قاتل همسر ناصر محمد خانی

ناصر محمد خاني متهم به قتل همسرش را معرفي كرد
9 بهمن - اعتماد، روز گذشته‌ ناصر محمدخاني‌ مربي‌ تيم‌ فوتبال‌ پرسپوليس‌ براي‌ پيگيري‌ روند پرونده‌ قتل‌ همسرش‌ لاله‌ سحرخيزان‌ به‌ همراه‌ پدر، مادر و برادر لاله‌ در دايره‌ 10 اداره‌ آگاهي‌ تهران‌ حاضر شد.




محمدخاني‌ در پاسخ‌ به‌ اين‌ سوال‌ خبرنگاران‌ كه‌ مظنون‌ اصلي‌ از نظر شما كيست‌؟ گفت‌:به‌ نظر من‌ شهلا در اين‌ قتل‌ مظنون‌ اصلي‌ است‌. حتي‌ اگر خودش‌ هم‌ اين‌ كار را انجام‌ نداده‌ باشد از كسي‌ در اين‌ مورد كمك‌ گرفته‌ است‌.
آنچه‌ مسلم‌ است‌ شهلا بشدت‌ به‌ همسرم‌ لاله‌ حسادت‌ مي‌كرد و چشم‌ ديدن‌ او را نداشت‌. ناصر محمدخاني‌ در مورد آشنايي‌ خود با شهلا گفت‌: از مدتها قبل‌ مي‌شنيدم‌ كه‌ يك‌ دختر كم‌سن‌وسال‌ از طرفداران‌ پروپا قرص‌ من‌ است‌. او خودش‌ را به‌ آب‌ و آتش‌ مي‌زد تا آدرسي‌، شماره ‌تلفني‌ يا امضايي‌ از من‌ داشته‌ باشد.
بعد از اينكه‌ من‌ به‌ قطر رفتم‌ مدتها از او بي‌خبر بودم‌ ولي‌ پس‌ از بازگشت‌ من‌ به‌ ايران‌ شهلا از طريق‌ يكي‌ از دوستان‌ نزديكم‌ به‌ من‌ معرفي‌ شد و گفت‌، اين‌ همان‌ دختري‌ است‌ كه‌ از سيزده‌سالگي‌ هوادار سرسخت‌ تو بوده‌ است‌. بعد از اينكه‌ بيشتر با او آشنا شدم‌، فهميدم‌ كه‌ از وضع‌ مالي‌ و خانوادگي‌ مناسبي‌ برخوردار نيست‌ . بنابراين‌ تصميم‌ گرفتم‌ كمكش‌ كنم‌.
در يكي‌ از شركت‌هايي‌ كه‌ داشتم‌ اين‌ دختر را استخدام‌ كردم‌ و با خريد ماشين‌،خانه‌،موبايل‌ و كمك‌ ماهيانه‌ به‌ خانواده ‌اش‌ او را تحت‌ حمايت‌ خودم‌ قرار دادم‌. ولي‌ شهلا هميشه‌ به‌ من‌ ابراز علاقه‌ مي‌كرد و از صميميت‌ رابطه‌ من‌ و همسرم‌ لاله‌ دچار حسادت‌ شديدي‌ مي‌شد.
در اين‌ سه‌ سال‌ كه‌ با شهلا در ارتباط‌ بودم‌ بارها بطور آشكار تنفر خود را از همسرم‌ لاله‌ ابراز كرده‌ بود. به‌ همين‌ خاطر من‌ سعي‌ مي‌كردم‌ براي‌ او همسر مناسبي‌ پيدا كنم‌ تا شايد با ازدواج‌ و تشكيل‌ خانواده‌ دست‌ از سرم‌ بردارد.
ولي‌ علاقه‌ شديد او به‌ من‌ مانع‌ ازدواجش‌ با كس‌ ديگري‌ مي‌شد. محمدخاني‌ در مورد قتل‌ لاله‌ گفت‌:همسرم‌ يك‌ ظرف‌ كريستال‌ داشت‌ كه‌ هميشه‌ طلا و جواهرات‌ خود رابه‌ همراه‌ يك‌ ساعت‌ مچي‌ گرانقيمت‌ در آن‌ نگهداري‌ مي‌كرد كه‌ اين‌ ظرف‌ با همه‌ طلا و جواهرات‌ داخلش‌ به‌ سرقت‌ رفته‌ است‌. به‌ عقيده‌ من‌ قاتل‌ كليد خانه‌ ما را داشته‌ كه‌ توانسته‌ به‌ اين‌ راحتي‌ وارد خانه‌ شود.
خبرنگار ما از ناصر محمدخاني‌ سوال‌ كرد «كليد خانه‌ شما چطور به‌ دست‌ اين‌ دختر افتاده‌ بود؟» وي‌ جواب‌ داد:«حتما در يك‌ فرصت‌ مناسب‌،دسته‌ كليدم‌ را به‌دست‌ آورده‌ و مخفيانه‌ از روي‌ كليد در آپارتمان‌ همسرم‌ يك‌ يدكي‌ ساخته‌ كه‌ با اين‌ كليد وارد خانه‌ام‌ شده‌ است‌، به‌ گفته‌ محمدخاني‌ در طول‌ اين‌ سه‌ سال‌ همسرش‌ به‌ هيچوجه‌ از رابطه‌ بين‌ او و شهلا مطلع‌ نشده‌ بود و هيچ‌ برخورد ديداري‌ هم‌ با يكديگر نداشتند.
محمدخاني‌ كه‌ از چاپ‌ اخبار شايعه‌برانگيز مربوط‌ به‌ خود و شهلا در يك‌ هفته‌نامه‌ وابسته‌ به‌ يك‌ روزنامه‌ صبح‌ بشدت‌ ناراحت‌ بود، گفت‌:تمام‌ مطالبي‌ كه‌ در اين‌ هفته‌نامه‌ از قول‌ من‌ ، شهلا يا افسر پرونده‌ در مورد زندگي‌ خصوصي‌ام‌ نوشته‌اند، دروغ‌ است‌ و من‌ از آنها شكايت‌ مي‌كنم‌. اولا كه‌ من‌ و شهلا با هم‌ ازدواج‌ دايم‌ يا حتي‌ موقت‌ نداشتيم‌،تازه‌ مگر ازدواج‌ دوم‌ فقط‌ مختص به‌ من‌ است‌ كه‌ اينطور آن‌ را در بوق‌ و كرنا كرده‌ اند و با آبروي‌ اجتماعي‌ و خانوادگي ‌ام‌ بازي‌ مي‌كنند؟ من‌ همسرم‌ را عاشقانه‌ دوست‌ داشتم‌ و هيچ‌وقت‌ هيچ‌كسي‌ را به‌ او وبچه‌هايم‌ ترجيح‌ نداده‌ام‌. در مورد قتل‌ لاله‌ هم‌ بشدت‌ پيگير اين‌ قضيه‌ هستم‌ تا قاتل‌ او هرچه‌ سريع‌تر شناسايي‌ و دستگير شود و به‌ مجازات‌ عمل‌ خود برسد. پدر لاله‌ سحرخيزان‌ همسر ناصرمحمدخاني‌ كه‌ مهرماه‌ امسال‌ در خانه‌مسكوني‌اش‌ واقع‌ در ميدان‌ گل‌نبي‌ توسط‌ ناشناسي‌ با چاقو به‌ قتل‌ رسيد از زحمات‌ سروان‌ احساني‌فر افسر پرونده‌ كه‌ در اين‌ چهار ماه‌ تلاش‌ فراواني‌ در مورد پرونده‌ انجام‌ داده‌ است‌،تشكر كرد.
شهلا در بازداشت‌، شهلا 30ساله‌ كه‌ به‌ اتهام‌ مظنونيت‌ در قتل‌ لاله‌سحرخيزان‌ توسط‌ ماموران‌ دايره‌ 10 اداره‌ آگاهي‌ دستگير شده‌،پس‌ از گذشت‌ سه‌ ماه‌ هنوز هم‌ در بازداشت‌ بسرمي‌برد و بازجويي‌ از او توسط‌ كارآگاهان‌ همچنان‌ ادامه‌ دارد. شهلا در بازجويي‌ در مورد رابطه‌ خود با محمدخاني‌ گفت‌:از سيزده‌سالگي‌ عاشق‌ او بودم‌ . به‌ هر زحمتي‌ بود خانه‌اش‌ را كه‌ در دروازه‌غار بود،پيدا كردم‌ و براي‌ گرفتن‌ امضا از او به‌ خانه‌اش‌ رفتم‌.
بعد از اينكه‌ از قطر برگشت‌،دوباره‌ به‌ سراغش‌ رفتم‌ و به‌ هر ترتيبي‌ بود ارتباطم‌ را با او نزديك‌تر كردم‌. دلم‌ مي‌خواست‌ همسر ناصر شوم‌ ولي‌ او نمي‌خواست‌. حتي‌ حاضر شدم‌ بدون‌ هيچ‌تعهد و سند و مدركي‌ با او زندگي‌ كنم‌.
هرچند كه‌ او با من‌ ازدواج‌ نكرد ولي‌ اختيارات‌ زيادي‌ به‌ من‌ داده‌ بود و مي‌توانستم‌ از حسابش‌ پول‌ برداشت‌ كنم‌ و كارهاي‌ بيمه‌يي‌ و اداري‌ او را هم‌ انجام‌ مي‌دادم‌. هر وقت‌ ناصر از همسرش‌ لاله‌ حرف‌ مي‌زد، از شدت‌ عصبانيت‌ به‌ هم‌ مي‌ريختم‌ ولي‌ زماني‌ كه‌ همسرش‌ را به‌ قطر مي‌فرستاد آرامش‌ بيشتري‌ احساس‌ مي‌كردم‌. شهلا تاكنون‌ كشتن‌ لاله‌ سحرخيزان‌ را انكار كرده‌ است‌.


اين خبر از سايت اينترنتی حادثه چاپ شده است!


 




powered by dariushkabir Nedstat Basic - Free web site statistics