Ads by dariushkabir.com
Ads by dariushkabir.com

دوشنبه، 18 فروردینماه 1382 | April 07, 2003
حاجی و خواستگار

راستش ماجراي پاين يک داستان نيست بلکه ماجرايي که شايد به کرات در خانواده هاي امروز ما اتفاق بيوفته و يواش يواش به يک امر عادي و يک طرفه براي مردان تبديل شده .بله صيغه اين کلاه گشادی که بر سر زنان گذاشته ميشود!و زنان در برابر اين اختيار مرد سکوت ميکنند.
حاج خانم:حاجي اين پسره خوبه ها هم کار داره هم تحصيلات به خودمونم ميخورن تازه پدرش هم معممه خودش هم که مومنه ماشاالله از صورتش نور مي باره!
حاج آقا : نه نه نه
حاج خانم: آخه حاجي تو که شب و روز با پدر و پسر داري اينور واونور ميري همه کاراتون باهمه چطور به پسره جواب نه ميگي؟اصلا اينقدر که با اين پسره هستي با بقيه دوستات نيستي من که نميدوئم والا از کار شما مردا سر در نميارم
حاج آقا: ببين حاج خانم با اينکه من با اين پسره زياد جورم وباهاش ميپرم و تازه نمازشم هيچ وقت دير نميشه و اهل نماز و روضس ولي من تاييدش نميکنم بازم ميگم نه نه نه!
حاج آقاي قصه ما با داشتن 2زن و چيزي حدود 10 تا بچه و تعداد نا محدود زن صيغه و کلي مال و منال راضي نيست که نيست.از طرفي هم حاج خانم از زندگيش راضيه همين که يک هوو بالاي سرشه راضيه و بشکن ميزنه حداقل بقيه صيغه هستن و تو زندگي حاجي زياد دخالت ندارن و بقدري اين مساله براش عادي شده که ديگه در اين زمينه ديگه حرفي نمونده!باز هرچي باشه يک هوو بهتره 2يا 3 هوو ميتونه باشه!
*********
بعد از اصرار پيش از حد دختر حاجي و خود حاج خانم حاجي که با کسي تعارف نداره در حالي که به مخده تکيه داده و قليون ميشکه داد ميزنه : حاج خانم چرا حاليت نيست من روم به روي اين پسره بازه آخه منو اون پسره با هم ميريم صيغه ميکنيم اون زنگ ميزنه من زنگ ميزنم اون جور ميکنه من جور ميکنم و حاج آقا (جناب پدر آقا پسر گل) هم صيغه عقد ميخونه حالا من به پسري که چشم به چشمش ميخوره و با هم نداريم ! دختر بدم؟؟؟؟کاره حروم نميکنه ولی رومون به روی هم بازه
حاج خانم : اااااه حالا تو صيغه کنی خوبه بقيه بدن؟
حاج آقا : خفشو زن تو به فکر بچه بزرگ کردنت باش و به اين چيزا کاری نداشته باش ... استغفرالله
حاج خانم : حالا چرا عصبی ميشی چاييتو بخور سرد شد!!


 




powered by dariushkabir Nedstat Basic - Free web site statistics