Ads by dariushkabir.com
Ads by dariushkabir.com

پنجشنبه، 28 فروردینماه 1382 | April 17, 2003
گمگشته...


گم کرده من! ای ناياب... می جويمت درزيبا رخ مهتاب در تک برگ درخت پير بادام در دل رودهای روان ... چشمهای نگرانم هر لحظه بدنبال تو می گردد به اميد وصلت روزها را به شب می رسانم و شبهااز دلهره نيافتنت خواب در آغوشم نمی کشد گوياتمام زندگيم در تو خلاصه شده است تنها تويی که می توانی دنيای مرا معنای ديگر ببخشی
(( بی همگان به سر شود بی تو بسر نمی شود))
لعنت بر من که مراقب قلب لطيفت نبوده ام ...لعنت بر من که چنين گوهری را آسوده از دست داده ام و تو را به دستهای بيگانه سپرده ام آيا راه نجاتی باقی مانده است؟ برگرد بر گرد که سخت بر تو محتاجم واز عملم پشيمان... برگرد اين بار همچون گلی از تو نگهداری خواهم کرد.....
ای زيبا ! ای کارت دانشجويي من ......چهره عيان نما زيرا می دانم اينبار المثنی ای در کار نخواهد بود
***********
تقديم به خودم که تمام طول هفته را دنبال کارت دانشجويی ام برای تحويل به دانشگاه می گشتم!

من همش علاقه دارم عکسهایی که ربطی به موضوع ندارن بذارم!!!

« گمگشته... | گذشته ها | گمگشته... »
نوشته شده توسط dariush در ساعت 12:40 AM
لینک ثابت || دنبالک (0) || نظرات (11)


 




powered by dariushkabir Nedstat Basic - Free web site statistics