Ads by dariushkabir.com
Ads by dariushkabir.com

شنبه، 1 آذرماه 1382 | November 22, 2003
بازیهای کودکانه

تابستان آمد. تابستانها مي آيد.اصلا براي آنها فرقي هم ميکند؟تعطيلات که براي آنها فرا ميرسد دست در دست پيله بسته پدرانشان ميگذارند و به راه مي افتند بلکه با ضمانت  پدرشان بتوانند براي خودشان کاري دست و پا کنند . نجاري مکانيکي ماست بندي و هر کاري که بشود خرده پولي را براي يک تابستان پس انداز کرد تا بتواند اول مهر براي خود دفتر کتابي بخرد تا درس بخواند.اين را خوب ميداند که اينجا محل تفريح و بازي نيست .هر گونه خطا از طرف صاحب کار قابل اغماض نيست .خطا کردن هواسپرتي برابر است با قطع دستمزد.دستمزدي که بچه اي خردسال يا نوجوان با دستان کوچکش از صاحب کار ميگيرد.شنيدن صداي چکشي که با ضربات محکم بر يک ميخ فرود مي آيد در اولين ساعات روز آرامشم را بهم ميزند .بلند ميشوم تا پرخاش کنم.پنجره را باز ميکنم .پسر بچه اي که دندانهاي شيري اش آفتاده نگاهم ميکند و با لحن کودکانه و لحجه اي يزدي ميگويد : سلام آقاي مهندس!

تابستان آمد.لباس نو کفش نو ارتقاء سيستم کامپيوتري کلاس شنا و زبان.خريد سي دي هاي بازي کامپيوتري.سفر به کيش و دبي و در آخر گرفتن معلم خصوصي براي درس هاي تجديد شده.نهايت امر هم چيزي جز پرتوقعي و بد گذشتن در اين ايام براي او ندارد.درب آسانسور را باز ميکند.با سرعت وارد ميشود .سلام نميکند. دستش به دکمه نميرسد.ميگويم دکمه کدام طبقه را بزنم . دهان کجي ميکند و ميگويد به تو چه!!
سر انجام اين دو گروه هم نسل چيست؟ آيا قشر مرفه اين رفتار را حق خود ميداند يا قشر فقير به همين وضع قانع است؟ جوابگوي اين دو دستگي کسيت؟


 




powered by dariushkabir Nedstat Basic - Free web site statistics