Ads by dariushkabir.com
Ads by dariushkabir.com

شنبه، 1 آذرماه 1382 | November 22, 2003
بنگاه خيريه



برای دريافت وجهه نقد به سمت دستگاههای خودپرداز بانك براه ميافتم.متاسفانه صفی همچون صف شير ايجاد شده و عده زيادی كيپ تا كيپ در آنجا ايستاده و در صدد دريافت پول هستند. بنابراين اين كار را به شب موكول كرده و به كارهای بعدی خود ميپردازم.


شب هنگام بار ديگر به سمت دستگاه خودپرداز ميروم ولی اينبار خبيری از تجمع در صف نيست ولی گاه  بيگاه ژنده پوشان و بعضا مردان و زنان مرتبی را در كنار دستگا ها ميبينم كه به فاصله دو يا سه متری دستگاه چمباتمه زده اند!مبلغ را دريافت ميكنم .حال پس از پايان كار است كه از سيخ فروش و گرده فروش تا مرد كروات زده و مرتب با آه ناله به سمت من با حالتی معصوم و التماس وار می آيند


يكی ملتمسانه و ديگری با احتياط و محترمانه.يكی نسخه داره به دست دارد و ديگری پای فلج خود را نشان ميدهد.يكی چك پاس نشده را به سوی من حواله ميكند و ديگری با كفشی وار در رفته التماس كمك دارد


انگار اينجا بنگاه خيريه است و هر كسی كه به پای اين اين دستگاه به اصطلاح مدرن ميرود كعبه آمال در ذهن آنها نقض ميبندد و طلب كمك ميكنند.اين افراد ميپندارند كه حتما با شخص پولداری طرفند كه با بی حوصلگی دكمه ای را زده و مبلغ زيادی پول برداشت ميكنند .صحنه ای كه بارها به آن توجه كرده ام حمله لاشخورانه اين گدايان مدرن است كه به سمت رسيد های دستگاه خير بر ميدارند و با ولع و كنجكاوی به آن نگاه ميكنند


صدای فرياد در پاسی از شب مرا به خود می آورد.زنی كولی به زور در حال كشيدن پول يك دختر جوان است.اينجا كجاست؟ بنگاه خيريه است يا همان باب الهوائج كه گره مستمندان را باز ميكند؟


******


صدای نا هنجار به چه قيمت؟


ان انكر الاصوات ، صوت الحمار !!


 به درستی كه گوش خراشترين صداها صدای الاغ است


قصد توهين به هيچ ساحت مقدسی را ندارم ،ولی در عصری كه عصر تظاهر و خودنمايی است ،خيلی از چيزها را بيش از حد لوث كرده اند و از آن برای خود ارزش معنوی ميخرند.صدای بلندگوهای نوحه و اذان با شكلی بدتركيب كه گاه بيگاه گوش هر شنونده را ميخراشد.


-اينجا شهرستان است.نمونه ای از يك شهر كوچك كه در آنجا درس ميخوانم. جوی شديدا خشك مذهبی و در عين حال افراطی.اگر از پشت بام نگاهی سطحی به شهر بياندازيم دایره وار در فاصله های نه چندان دور مساجدی ساخته اند كه مركز آن را امامزاده ای تشكيل ميدهد .سحرگاهان با بانك اذان هر كس كه خود را طالب ثواب ميبيند خود را به پشت ميكروفون رسانده و با صدای خواب آلود و نخراشيده شروع به خواندن ميكند آن هم چندين ساعت قبل از اذان صبح.يكی شعر ميخواند  و ديگری چهچه ميزند و در آخر با گلوی باد كرده شروع به خواندن اذان ميكند.صداهای ناهنجار چندين مسجد به فرماندهی امامزاده با فاصله زمانی مختلف چنان صدای درهم و بی محتوايی پيدا ميكند و چنان ولوله ای ايجاد ميكند كه گويی قرار است آمدن خر دجال را  جشن بگيرند و ناقوس قيامت را به صدا درآورند!


واقعا اين چه بساطی است؟ اين نوشته هيچ گاه توهين به ايمانمان اسلام نيست ، بلكه انتقاد از روشی است كه نه در اين شهرستان ،بلكه در اكثر شهر های ديگر هم صورت ميگيرد.اذانی كه براستی بايد نويد شتافتن به سوی عبادت خدا باشد چرا بايد به بدترين صدا ها شنيده شود و چرا بايد جملات پرمعنای اذان را مثلا برای ثواب بيشتر به بيش از حد خود طولانی و در آن از جملات اضافی استفاده كرد؟اذان وضوی روح است.در آن افراط نکنیم

« بنگاه خيريه | انتقادی | بنگاه خيريه »
نوشته شده توسط dariush در ساعت 08:49 PM
لینک ثابت || نظرات (45)


 




powered by dariushkabir Nedstat Basic - Free web site statistics