Ads by dariushkabir.com
Ads by dariushkabir.com

یکشنبه، 23 آذرماه 1382 | December 14, 2003
دانشگاه يا كلاس رواني ها

مطلبي كه تا به حال در مورد آن پرداخته نشده و شايد باز كردن اين مساله موجب شود كه بيش از پيش به فكر جوانان ،افكار و زماني كه واقعا در حال هدر رفتن است پرداخته شود.
آري ، دانشگاه كعبه آمال هر جوان ايراني كه تمام آرزوهاي خود را در آن جستجو ميكند.آرزوهايي كه متاسفانه در نيمه راه به علت بسياري از مشكلات  پس گرفته ميشود.
بدليل برنامه ريزي غلط و بهره نگرفتن از شيوه ها و متدهاي امروزي و نبودن امكانات كافي و سنگيني هزينه تحصيل و مزيد بر آن كوچ اجباري دانشجــــــــــــــو به شهرهاي دورافتاده  با توجه به عدم رضايت قلبي و صرفا براي گرفتن مدرك ،فرار ازسربازي و حتي رسيدن به آزادي.دوري راه،احساس دلتنگي ،جدايي از خانواده و وفق دادن خود به يك زندگي بدون اتكا به خانواده همه و همه موجب ميشود كه يك دانشجو  جدا از خطراتي چون دوست ناباب ،اعتياد،  بزه كاري  دچار مشكلات رواني ميشود،مشكلاتي كه شايد در ظاهر قابل رويت نباشد ولي وقتي به دقت مورد بررسي قرار ميگيرد به حاد بودن و مساله دار بودن آن پي ميبريم.
كلاس درس، اعصاب خرد و داغان،فكر تمام شدن كلاس و فرار از محيط كسل كننده دانشگاه.خودكاري در دست دارد و با حالتي عصبي در حال حك كردن كلمات و اشكالي روي دسته صندلي است.غافل از اينكه چشمان سوژه طلب من حركات او را زير ذره بين برده و تعقيب ميكند. نوشته ها ي عجيب و شكل هايي نا معقول از يك جوان دانشجو و اصطلاحا تحصيل كرده كه سومين دهه عمر خود را سپري ميكند.كشيدن شكلهايي بچه گانه و نوشته هايي چون:چيزي داره گلوم رو فشارميده و خفم ميكنه اي خدا يا جملاتي چون : طاهره خانم چنگال بدست ،ميخوام مگس باشم،دوست دارم الاغمو اسپرت كنم .جواديه ،اي بي وفا كو رحمت كو انصافت!,واژه هايي واقعا با شخصيت ظاهري آنها سنخيتي ندارد.اين مساله موجب شد كه به بررسي بيشتر اين معضل پرداخته و با توجه به رشته تحصيلي و كلاسها آنها را دسته بندي كنم.نوشته ها و شكلكها  هاي بدست آمده در اين بررسي نشان از فشارهاي رواني عده اي ازدانشجوها ميداد.به طوري كه افرادي كه در رشته بهتري درس ميخواندند بعلت غرور زياد  كه اينجا جاي آنها نيست و از اينكه در شهري  دور افتاده شانشان پايين آمده دچار مشكلات رواني هستند و از طرفي افرادي كه در رشته معمولي و كم اهميت درس ميخوانند به علت اينكه هزينه زيادي كرده اند و مسير طولاني پيموده اند و در آخر نتيجه دلخواهي نميگيرند  دچار  مشكل روحي رواني و گاها تحقير ميكنند.اين بررسي شايد در يك شهر دور انجام شد و بالطبع فقط محدود به آن شرايط نيست ولي در كل اين خط خطي ها و نوشته ها و نقاشي ها و بعضا تخريب كردن ها ارتباط مستقيمي با مشكلات يك جوان ايراني دارد.در پايان سوال اينست مسول اين آشوبي و فشارهاي رواني بر عهده كيست ؟خانواده و اوضاع عاطفي؟ جامعه و اوضاع اقتصادي؟ يا  مسوليني كه   هميشه از مشكلات شانه خالي ميكنند؟


 




powered by dariushkabir Nedstat Basic - Free web site statistics