Ads by dariushkabir.com
Ads by dariushkabir.com

جمعه، 15 اسفندماه 1382 | March 05, 2004
بفروش آنها میخرند

دغدغه های زنده ماندن ،دلهره های رعب آور از فرداهای مجهول .این را در چشمان غم زده پنهان شده پشت ابرهای وجودت دیدم.خس خس درد آور سینه ات که آنرا درسکوتت قصد داری پنهان کنی.
سکوتت را بشکن.دهانت را بگشا.فریاد به آسمان بردار.بگو،بگو که از زمانه فقر و دودستگی ها بستوه آمدی.بگو که دیگر نمیخواهی افسار زندگیت به دست اربابان شکم نفخ کرده به تاراج رود.
فرتوت و رنجور به نظر میرسید. برگه در دست دارد.گویا مترصد شلیک آخرین تیر خلاص بر چشمان کنجکاو و جستجوگر عابران را دارد.جملاتی نامعقول بر برگه نقش بسته.آری این آخرین تیر خلاص است. ترس رویارویی با صاحبخانه . اضطراب از آبروریزی نزد کسبه محل و در امان ماندن از دست  هزاران مشکل زنجیروار دیگر است که او را بر تصمیمش مصمم میکند.
نگاهی به برگه می اندازم.کلمات خوانا نیست.انتظاری هم نیست.دستانی که جز آبروداری هنر دیگری نداشته چگونه میتواند قلم بدست بگیرد و غم نامه بنویسد؟
" 4 دختر دارم.فرزندانم یتیم هستند.فشار زندگی و گرانی مجالی برایم نگذاشته .کمک کنید تا دختران دم بختم هر چه زودتر به خانه بخت بروند  بخدا دیگر نمیتوانم"
اینها جملات مادری است که چوب حراج بر سر فرزندانش زده است.در این بازار مکاره آیا جنسی  دردناکتر  از این هم معامله میشود؟فرزندانی که در نوبت بخت سرنوشت قرار گرفته اند تا هر چه زودتر نانخوری از سفره هزار تکه و محقر آنان کاسته شود.حال بشتابید که در این بازار گرم دوران لحظه ای درنگ ضرری عاید مفت خوران نشود.
ساخت و سازهای بی حد و حصر.برج سازی و ساختن خانه های مجلل و پر زرق و برق که در طرفه العینی سر از خاک مرده برمیآرد  و تنها سرچشه اش سرمایه داری است که روز به روز با ولع وصف ناپذیری بر مقدار دارایی هایش می افزاید.سرمایه داری که حرص و طمع او را مجبور به انجام هر خدعه ای میکند.
"ساختمانی در بهترین نقطه شهر،با طراحی زیبا،مجلل و تازه ساخت.تابلویی در سردر ساختمان جلب توجه میکند: فروش یکجای ساختمان"
ساختمان را دوباره برانداز میکنم.با نگاهی گذرا تعداد واحدهایش با یک دید قابل شمارش نیست   ،و این تابلو به معنای وجود خریداری است که حاضر است آنرا یکجا خریداری کند پس خوب میدانم که سرمایه دار فرصتی ندارد  که بخواهد برای هر واحدش جلسه ای برای فروش بگذارد پس بهترین گزینه اینست  به علت  مشکلات فروش یکجا!و بالطبع خریداری هم وجود دارد.
هر چیزی قابل معامله است.از کالا و ملک تا نفس و سرنوشت و حتی زندگی.آن یکی از مشکلاتش چوب حراج بر سر پاره تنش میزند و آن یکی از مشکلاتش یکجا معامله میکند.آن یکی سرمایه اش را میسوزاند و آن یکی آنرا میسازد.
دریغا ،دریغا که این ظلم زمانه را هیچ مرهمی نیست.دریغا که این ظلم را در هیچ تابوتی نمیتوان خواباند.دریغا که میتوان هر چیز را خرید و فروش کرد.


 




powered by dariushkabir Nedstat Basic - Free web site statistics