Ads by dariushkabir.com
Ads by dariushkabir.com

سه شنبه، 23 مهرماه 1381 | October 15, 2002
چگونه پولدار شويم (قسمت ۲)

در مطلب قبلي در مورد يک روش پول در آوردن گفتم. و حالا روش ديگه اي که بعنوان يک شغل پر درآمد خيابوناي تهرانو قبضه کرده و همه براش سر ودست ميشکونن ميگم.
يک عدد آقا ترجيحا با قيافه اي مهربان که سن و سال اصلا مهم نيست کافيه!
عمليات: کافيه يک جا پر از مغازه باشه و مردم بيشتر به اونجا برن و لازم باشه ماشينشونو در اطراف محل خريد پارک کنن.اونوقت کار آقاي مهربان شروع ميشه. با اشاره هاي دست که به راننده طرز پارک دوبل رو نشون ميده تا لحظه اي که راننده سوار ماشين بشه و بخواد بره و ترجيحا مقداري پول بابت زحمت آقاي مهربان بايد پرداخت بشه و گرنه آقا يا خانم راننده نفرين خواهند شد!
مقدار نرخ در جاهاي مختلف شهر متغيره و تا سقف 200 تومن هم بعضا ديده شده و به علت در آمد بالا و سهولت کار طرفدارهاي زيادي هم پيدا کرده که اخيرا اگر جايي 5تا جاي پارک داشته باشه 4نفر موظف به انجام اين شغل هستن.واقعا اين يک واقعيته که روز به روز بر تعداد افرادي که از شهرهاي دور به اميد اينکه يک شغل پر درآمد پيدا کنن افزوده ميشه و ايجاد شغل هاي کاذب دليلي بر اين مدعاست.
در اين مورد باز هم خواهم نوشت.

دوشنبه، 22 مهرماه 1381 | October 14, 2002
چگونه پولدار شويم؟(قسمت۱)

چند روز قبل رفتم روزنامه بگيرم و از اونجايی که خونه ما نزديک زندان اوينه يک آقايی رو ديدم که به طرف اومد و خيلی محترمانه گفت: من از برادران زرتشتی شما هستم امروز از زندان آزاد شدم می خوام برم اراک ولی هيچی پول ندارم اگه ممکنه اين ساعت رو که مال دخترمه و یادگاری بهم از من بخرين تا من بتونم بليط اتوبوس بخرم!منم ديدم يارو گناه داره و شرايطش واقعا طوريه که احتياج به کمک داره . دست کردم جيبم يک ۵۰۰ تومانی بهش دادم (کولی هم حرص خوردم).يارو با ناراحتی پول رو گرفت و گفت تورو به اهورا مزدا ميسپارم!امروز دوباره از اون مسير رد شدم و برادر زرتشتی آزاد شده از زندان رو ديدم .به طرفم اومد که برام بگه که من تازه از .....
ديد منو ميشناسه .حول کرد و ازم پرسيد ببخشيد آقا فندک دارين!!!؟
حساب کنين اين آقا با همين روش روزی چقدر دشت ميکنه؟


 




powered by dariushkabir Nedstat Basic - Free web site statistics