Ads by dariushkabir.com
Ads by dariushkabir.com

چهارشنبه، 4 دیماه 1381 | December 25, 2002
شهر شهر خلافه

 عجب جايي درس ميخونيم ما!
اونروز رفتم خريد يک موتور پيچيد جلوم ميگه آقا شما نئشي جات ميخواستين؟؟!!
گفتم نه آقا جان ما سيگارم نميکشيم نئشيجاتمون کجا بود.
آخه اگه اينکاره بودم بعد از سه سال ميدونستم از کجا بگيرم و گرنه انگار کاره وروديهاي جديد بود.يکي از همخونه هام گفت قراره يکي از دوستاش بياد خونمون با هم درس بخونن.اين درس خواندن همانا غيب شدناش هم يک طرف .ما هم حرف يک جورايي باز کرديم رسيديم به مواد مخدر و ترياک .آقا ديدن ما داريم اطلاعات غلط ميديم رفت بالاي منبر شروع کرد از شيره و ترياک گفت تا قل قلي و اشک خدا!
آخرشم ديد ما خنگيم ودرسا رو خوب ياد نگرفتيم از جيب مبارک يک حبه ترياک بيرون کشيد و ابراز وجود کرد.به گفته خودش تا حالا پولي بابت اين چيزا نداده و همشو باج گرفته!

« شهر شهر خلافه | گذشته ها | شهر شهر خلافه »
نوشته شده توسط dariush در ساعت 01:10 AM
لینک ثابت || دنبالک (0)

یکشنبه، 24 آذرماه 1381 | December 15, 2002
دزدی در قطار

بالاخره اين امتحانات هم تموم شد و حالا ديگه خبري از دلهره و استرس امتحان نيست. اون جور که ميخواستم امتحانات رو ندادم ولي در مجموع بد نبود.
ديروز هم بعد از پايان امتحان به سمت تهران حرکت کردم و درست موقعي که من يزد رو ترک کردم بوران سنگيني شروع شد که تو اين شهر کويري بعيد بود.ديشب چون بليط نداشتم مجبور بودم تو رستوران قطار بمونم و ازشانس خوبم رئيس قطار با اينکه ميدونست من بليط ندارم منو جريمه نکرد ولي به مدت 10 ساعت اينقدر تو اين رستوران اتفاقات افتاد که حتي نتونستم براي چند دقيقه پلک هم بذارم.از جمله ماجراي پليسي که رخ داد خيلي جالب بود . پسري که به جرم دزدي و کيف قاپي در يکي از کوپه ها توسط پليس قطار دستگير شده بود تا کشف کلي لوازم دزدي پيش رفت علاوه بر اون پاي يک معتاد هم وسط کشيده شد و با حرفهاي ضد و نقيض اون و پيدا شدن يک ساک بي صاحب کلي ماجرا رو جالب کرد و اون دو به جرم همدستي در سرقت و دروغ هاي شاخ دار به کلانتري تحويل داده شدن. بيچاره پليس قطار از من هم کمتر خوابيد!


 




powered by dariushkabir Nedstat Basic - Free web site statistics