Ads by dariushkabir.com
Ads by dariushkabir.com

سه شنبه، 25 شهریورماه 1382 | September 16, 2003
آخرين پست در پرشين بلاگ

دوشنبه، 24 شهریورماه 1382 | September 15, 2003
هر روزمان روز عزاست


هر روزمان روز عزاست


آيا جمله ای غير از اين می توان برای روزهای ايرانی بناميم؟


هر روز بايد رخت عزا بر تن کرده  و به سينه زنی و گريه و زجه بپردازيم.آيا ارزش نفس کشيدن فقط و فقط برای عزاداری و بزرگداشت رفته گان است؟


برگزاری مارسم عزاداری


يک روز يوم الشک و روز ديگ روز شهادت بعد هفتم و چله و دومرتبه بصورت دوره ای برای تک تک رفتگان .حال چه مذهبی باشد چه اسطوره ای.


روزهای خوش هم داريم . روزهای شادی و معنوی هم معلوم است.برگذاری مراسم مولودی به سبک عزا و صرفا مراعات شده به علت در پيش بودن مراسم عزايی ديگر!!


تفريح هم در جای خود .لبيک به برگزاری انواع و اقسام راهپيمايی ها با موضوعات شاد و متنوع!


واقعا زندگی چه ارزشی دارد که بايد برای رسيدن معبود به عابد اينقدر ماتم بگيریم و سينه خود را باضربه های دست کبود کنيم و بر فرق سر خود قمه زده و خون آنرا خيرات رفتگان کنيم . گل بر سر بماليم و برای مخلوق رب اشک بريزيم.



کمی برخورد منطقی ضرر ندارد.تاريخ در جای خود هميشه ثبت شده است و ماندگار پس چه جنايت باشد چه فتح الفتوحات و از خود گذشتگی همه همه هميشه بر قرار است پس برای تاريخ نوشته شده افراط و تفريط کافيست.


اينجا را کليک کنيد.اين صدای مراسمی است که يک روز پس از تولد حضرت علی به مناسبت يوم الشک حضرت زينب در يکی از شهر ها برگزار شد.


****


کار؟مدرک؟انشا؟


دبستان که بودِم با لذتی وصف ناشدنی می نشستِم 20صفحه انشا مينوشتیم که در آينده ميخواهيم چه کاره شويم؟به آرزوهايمان بال و پر می داديم و به گوشه و کنار ذهنمان سرک می کشيديم اما نميدانستيم که آينده ای که از آن چنان رويايی صحبت می کرديم ما را به دست موجی از دانش آموختگان بيکار می سپارد که بايد منتظر باشيم ببينيم به کجا می رسيم.


بعضی بزرگترها فکر می کنند آدم دانشگاه ديده يک سر و گردن از بقيه بالاتر است و بعد با اصرار از بچه هايشان می خواهند که حتی الامکان يک مدرک دانشگاهی بگيرند.درقاموس آنها فقط مدرک کافيست.شايد اگر ارزش هر حرفه و صنعتی در جای خودش معلوم بود اين همه جوان مشتاق رفتن به دانشگاه نبودندکه تازه بعد از تمام شدن درسشان از واهمه سرزنشهای اطرافيان و شرايط سخت اداره جات و غول بازار کار ضعف اعصاب بگيرند يا به آن سوی راه کشيده شوند.



جوابگوی اين سيل فارغ التحصيل بيکار کيست که جوابگوی قبول شدگان امروز باشد؟ شرايط جامعه از يک طرف وسياستهای به غلط اعمال شده هرروز به اين معزل بيشتر و بيشتر دامن می زنند.آخر اگر قرار است بعد از اين همه تلاش و بدبختی آخرين راه مسافرکشی و دلالی و کپی کردن سی دی و دلارفروشی وحتی کارگری باشد يا اگر قرار است به جای استفاده از نيروی فکری فرد تحصيلکرده از نيروی يدی او بهره بگيريم همان بهتر که از اول سرمايه را صرف کارهای توليدی کنيم.ازطرفی ديگر خواه ناخواه وقتی پيدا کردن کار مشکل باشد باقی اهداف زندگی هم به تاخير می افتد که ازدواج مهمترين آنهاست که البته باب اين بحث بسيار وسيع است. اين شور و شوق بچه را برای ديدن نتايج که ميبينم ياد همه اين مسايل می افتم .آخر اين قافله به کجا می رسد ؟


شايد بيد از اول در انشايمان چيز ديگری می نوشتيم.


نوشته شده توسط همکار جديد!


 


 




powered by dariushkabir Nedstat Basic - Free web site statistics