December 04, 2003

زنده باد تروريست

هورا بکشيد .دستها را به هم گره کنيد و حلقه شادی بسازيد.به جشن و پايکوبی بپردازيد و به هم ميهنان ايرانی در سراسر ايران تبريک بگوييد.ما برگزيده شديم .دنيا ما را انتخاب کرد. ما هم اکنون در کانون توجه همگان هستيم . فرصت را از دست ندهيد و خود را مطرح کنيد.بگذاريد جهانيان ببينند که ما هم هستيم بياييد سفره های فخر را جلوی چشمان اجنبی ها فرش کرده تا آنها بدانند از اين که به عنوان دومين کشور تروريست انتخاب شده ايم در پوست خود نميگنجيم. ميدانيد گوی سبقت را چه کشوری ربوده ايم؟ اسرائيل . نژاد پرستان خونخوار که جنايات و مصيبت هايشان از چشم هيچ کس پوشيده نيست. چه فکر ميکنيد ؟ گمان ميکنيد به ما افترا زده اند که ما را پس از نام اسرائيل قرار داده اند؟ همانطور که همه ما و همه دنيااذعان ميکنيم اسرائيل تروريستی بيش نيست و در آن شک نميکنيم ومورد تايید همه است پس مطمئن باشيد همانها که اسرائيل را انتخاب کردند بر تروريست بودن ما هم صحه گذاشتند و بر آن شکی ندارند و ما و آنها طبق تعريف تروريست دارای يک فصل مشترک هستيم بنابراین من ما هم يک تروريستيم .يک انسان مخوف ويا شايد حيوان .يک حيوان خونخوار و درنده! اين خبر به اندازه کافی اعتبار و منزلت ما را به کف کشيد و تراژدی کثيفی را رقم زد تا اينکه حادثه ننگين ورزشگاه آزادی حين بازی ايران-کره شمالی رخ داد.اين ديگر مهر تاييد بر خرابکار بودن يا به زبان سياسی تروريست بودن ماست و اين نشان داد که بيخود بی جهت ما را انتخاب نکردند و مغرضانه قضاوت نکرند.
اينک بايد به خود بباليم که حمل اسلحه را در شان خود ندانسته و با کمتر از نارنجک و بمب و انفجار حال نميکنيم و كمترين هنرمان حمل مواد منفجره است.وقتی از ديد واقع بينانه اين قضيه را مورد بررسی قرار ميدهيم بايد گفت که هدفی جر زهر چشم گرفتن از کشوری که در رتبه سوم (کره شمالی)ما قرار گرفته بود نداشتيم و شايد با اين کار اختلاف خود را با آن کشور زياد و گوی سبقت را برباييم. شايد هم اهداف بزرگتری چون رسيدن به رتبه اولی مد نظر است.پس آماده باش اسرائيل که ما بپا خاستيم. (( دستها را به هم گره کنيدو حلقه شادی بسازيد .اينک به آرامی چشمان خود را ببنديد و دستها را بالا ببرید و حين چرخش با زمزمه کنيد : زنده باد ايران زنده باد تروريست! ))

Posted by dariush at 02:57 AM | Comments (87)

November 22, 2003

کی بود کی بود ؟ من نبودم



آقای خاتمی سلام .عذر ميخواهم رئيس جمهور محبوب سلام


به دادگاه مجازی من خوش آمديد.در اين دادگاه تا جايی كه امكان دارد از خود دفاع كنيد.با توجه به اشاره دستتان ميدانم ناكامی هايتان را به گردن چه كسی يا چه كسانی خواهيد انداخت.آقای خاتمی هم اكنون هفت سال از سيطره شما بر اين مملك ميگذرد و باتوجه به بخش اجرايتان ميخواهم بدانم برای ما چه كرديد و بيلان كاريتان برای حداقل خودتان رضايت بخش بوده؟سواللهای از شما پرسيده ميشود هر چند كه جوابهای شما معلوم است ولی باور كنيد اگر اين مناضره جنبه واقعی هم داشت شما در دفاع از خود عاجز بوديد.


*چه كسی بولتن تبليغات را در سراسر كشور بخش كرد و نام خود را دهان به دهان به گوش همه رساند؟


-چه كسی به جوانان قول داد تا با انتخاب شدن در انتخابات مشكلات جوانان را حل ميكند؟


*آيا شما قول نداده بوديد معضل بيكاری جوانان را حل كنيد؟


*آيا شما قول نداده بوديد به جوانان دانشجو و تحصيل كرده وام بلند مدت با سود كوتاه اختصاص دهيد؟


*آيا شما نبوديد كه گلوی خود را پاره كرديد تا شعار دوستی و صلح را جايگزين كينه و نفرت كنيد؟


*درك كرده ايد گشتن ها و مسافرتهای شما به دور دنيا و دست دادنهايی شما با آن لبخند هميشگی هيچ نتيجه ای نداشته و هم اكنون همان كشورها در جبهه مخالف ما وشما ايستاده اند و هر روز در حال قطع روابط تجاری اقتصادی خود هستند؟


*چانه زدنهای شما برای ترغيب سرمايه گذاری در ايران چه شد و به كجا رسيد؟


*آقای خاتمی دادن آزادی به جوانان اين بود ؟ اين آزادی بود كه حالا آمار فرار و سرقت و قتل رو به افزايش است ؟


-آيا شما نبوديد كه دم از آزادی بيان ميزديد و ما را در لفافه سكوت غرق كرديد؟


*آيا ميدانيد پروژه تقسيم دانشجو به شهرهای مختلف برای ارتقای فرهنگ شهر های ديگر منجر به به اعتياد بيش از ۹۰% دختران و پسران بی تجربه شده است؟


بدانيد كه بايد پاسگو باشيد .اين را بدانيد كه چيزی به خط پايان نمانده و لبخندهای دلنشين و شعارهايتان نميتواند مرهمی بر درد ما جوانان باشد. هنوز خيلی از سوالهای ما بی جواب مانده .ما را برای يك بار هم كه شده پاسكاری نكنيدو گردن ديگران نيندازيد.به زودی قرار است در چت رومی دل جوانان را بدست آورده و با آنها چت كنيد و جواب سوالهايشان را بدهيد.آقای خاتمی مطمئن باشيد به اتقاق همه جوانان اين نسل كه در به حكومت رسيدن شما نقش داشتند شما را ignor خواهند كرد.

Posted by dariush at 08:41 PM | Comments (2)

اسلام ما چه رنگیست؟



در این دوره که منطق و اصول چای خود را به ریا و تظاهر داده و برای هر کاری باید نسخه تظاهر پیچید اسلام ما چه رنگی دارد؟


تا جایی که مجبور باشی برای حل مشکلاتت خود را همچون آفتاب پرست آرایش کنی تا بلکه اگر خدا یاری کرد مشکلت حل شود !آیا غیر از این است ؟ آیا تنها راه پیش بردن اهداف استفاده ار ته ریش و بستن محکم یقه پیراهن تا حد خفگی است؟گذری به مجلس میزنم . از قبل توصیه شده بود در آن مکان رعایت خیلی اصول را بکنم .از یک هفته اصلاح نکردن صورت تا استفاده لز کت وشلوار با پیراهن یقه بسته آن هم در این گرمای تابستان و از بقل شانه کردن موی سر و… واقعا تحمل این وضع غیر ممکن بود و با همان وضع همیشگی پا به آنجا گذاشتم.هیچ کس خودش نبود.همه برای باز شدن گره کار خود به ریا و دورویی مستوصل شده بودند.هر چه شلخته تر و لباس چرک داشته باشی پیش ارحم الراحمین عزیز تر و مقبول تری!!آیا از ابتدا اسلام ما بر این پایه برقرار شده بود؟چرا باید به دیده مخلصان و ظاهر بینان قشر مرتب و ادکل زده اگز جوان باشد سوسول و غرب زده و اگر میانسال باشد با عباراتی چون منافق کمونیست یا ضد انقلاب نامبرده میشود.این چه دینی است که رهبران آن کثیف بودن و بو دادن رابیشتر میپسندند؟آیا این همان شیوه پیغمبریست؟


چاکران و مخلصان رنگ واقعیشان چه رنگیست؟آیا اینان همانها نیستند که خود میدانند چه رنگی برازنده آنهاست؟آن رنگ سبزی که سمبل پاکی بود اینک رنک به چرکی میزند.متاسفانه هر چه بیشتر به این وادی پا میگذاریم اخلاص کاذب بین آنها موج میزند و هنر بیشتری در رنگ آمیزی از خود بروز میدهند.و اینک مصبب این هنر منحصر به فرد کیست  ؟ وکیست که این قلموی نقاشی را بر بوم این مملکت به تصویر میکشد؟

Posted by dariush at 07:58 PM | Comments (1)

بازی هفت کثیف

اينجا کجاست؟اينجا چه خبر است؟ در عربي خوانده بودم مجلس به معناي نشتن است.آيا ميتوان هر جا نشست و هر جا تشکيل جلسه داد و گفتگو کرد؟ البته انتظار زيادي نيست.در حکومتي که بر مبناي عدل علي بنا شده نشستن رجال سياسي بر روي موکت رنگ رو رفته مجلس کار عاري نسيت!حتي بر جوراب سوراخ شده نماينده مجلس هم نميتوان خرده گرفت! چون اين شخص توسط خود ما برگزيده شده پس اصلح است و از قشرخود ماست!ولي معلوم است که وقت وقت بي کاريست و گرنه دو نماينده عزيز که در جلو نشته اند اينطور گرم صحبت و گفتمان نبودند.ولي وقت بيکاري در مجلس چگونه سپري ميشود؟ به صحبت؟ مطالعه؟ حل مشکلات مردم ؟ شايد هم در حال بحث در مورد انتقالي فرزند دانشجوي فلان نماينده هستند شايد هم در مورد تراکم صحبت ميکنند. البته ميتوان حدس زد هر کدام مشغول خوردن يک پرس کباب کوبيده به همراه يک سر پياز هستند.مرام نمايندگان را عشق است. آنان حاکمان خوبي هستند پس حکم را خوب بلدند ولي تعدادشان از 4نفر بيشتر است .فهميدم آنها مشغول بازي 7 کثيفند!!

Posted by dariush at 07:47 PM | Comments (1)

شتر در خواب بیند پنبه دانه


شتر در خواب بيند پنبه دانه ولي نميداند درعالم بيداري بايد به پاي رجال سياسي  مديران فلان ارگان  فرماندار شهردار و... سر بريده شود. اي کاش براي اثبات ارادت  خاص به ما فوق خود هر بار سري بريده نميشد . حال چه سر شتر و گوسفند باشد يا سر يک انسان بي گناه.


 

Posted by dariush at 07:33 PM | Comments (3)

داریوش نه برنداز است نه خواهان وضع موجود

 من دانشجو هستم و هر دانشجو پيرو ذات کمال گرايش يک ايده آليست و آرمان گراست و به واسته روح جوانش دارای  سری پر شور . من نيز از اين قائده مستثنا نيستم . علاوه بر آنکه همانند هر ايرانی وطنی آباد و امن ميخواهم تا پروراننده من و خاندانم باشد . وطنی که مرا پاس دارد و به وقت نياز من برايش سر ببازم
من طرفدار ايده براندازی نيستم . چرا که اصولا اين سنت ديرين ايرانی که پايه در احساسات جمعی دارد منتهی به نتايج خير نشده است . از آن زمان که ايرانيان ناراضی اجداد اعلا من  شکست در برابر اعراب را به بهای دست يابی به جامعه بی طبقه و اسلام عدل علی پذيرفتند افرادي که برای براندازی نظام ديکتاتوری و بر قراری اسلام عدل علی نظام شاهنشاهی را برچيدند
.اما نتيجه هميشه استقرار نظامی بود نامطلوبتر از قبل . چرا؟ راستش را بخواهيد ميدانم چرا . اما سواد بيانش را ندارم يا شايد تمرکز لازم در اين لحظه را در اين مقطع از زمان کمی پايمردی و کمی تعقل می تواند آرزوی ديرين مردمانی را که در فلات ايران به اميد يافتن سرفرازی زجر مهاجرتی طولانی را بر خود خريدند برآورده کند و ميوه شيرين و خوشگوار آن را در دستان ما قرار دهد . من ميدانم عاقبت تمام نظامهای بسته فروپاشی و نابودی از درون است . پس چرا بايد برای نابودی چيزی بکوشم که به طبع مکانيزمش خودش خودش را نابود می کند.  نه من اين را نميخواهم . آنچه من ميخواهم اصلاح وضع موجود است . من فروپاشی ارزشهای اخلاقی و اجتماعی را نميخواهم . من بر روی کار آمدن نظامی که سياستها و دکترينش را نميشناسم نميخواهم . همانگونه که اجدادم از اسلام عمر نميدانستند ، پدرم از جمهوری اسلامی و من از خاتمی . اما من چيزی را ميدانم که آنها نميدانستند . ما تا آرزويمان يک قدم فاصله داريم و من دوست ندارم با انقلابی ديگر به 25 سال قبل برگرديم و راهی را که بارها تا نيمه رفته ايم باز نيمه رها کنيم . اين بار نه .
من اگر نوشته ام به واسته آرمان گرائی بوده . اگر برای دست يابی به  حقايق و بيان آن از وقت و مال خود دريغ نکرده ام برای آرزوئی بوده که در دل ايرانيان قرنهاست که ماسيده . از حکومت جمشيد ( موبد شاه ) تا حکومت ولايت فقيه .
 نوشته هاي قبلي من  گامی در جهت براندازی نبود !!! بلکه تلاشی بود برای حفظ کيآنم ايران.پس تاکيد ميکنم داريوش نه برانداز است نه خواهان وضع موجود پس فکر نکنيد  من خواهان تحولی کور هستم !!
18 تیر در راه هست نمیگویم سکوت کیند و مهر خموشی بر دهان بدوزید.
فریاد بکشید و دادخواهی کنید ولی نه در چارچوب اغتشاش و هرج و مرج. خونخواهی کنید ولی نه به روش اوباشگران و رزیلان . دشمنان هر که هستند و هر کجا حضور دارند در کمیند که به این قشر جوان تهمت و افترا بزنند .پس اگر بپا خواستید چارچوب را هم بخواهید!

Posted by dariush at 01:43 AM | Comments (1)

مفسدين في الارض


خاک بر سرت! تو را ميگويم. هر چه کشيدي حقت است.برو به جهنم. نابود شو .از صحنه تاريخ محو شو .نميخواهم ديگر نامت را بشنوم.چقدر دير فهميدم که تو کيستي!
ميداني جرمت چه بود؟ ميداني به چه جرمي حکم تيرباران تو را در دادگاه انقلاب صادر کردم؟ خيالي نيست .
جرمت را مينويسم تا درس عبرتي براي تو و ديگران باشد :نام:امير عباس هويدا
جرم: محدود کردن آزادي با توقيف کردن روزنامه ها و اعمال سانسور مطبوعات و کتب ( با استناد به کتاب مفسدين في الارض)!

Posted by dariush at 12:37 AM | Comments (0)

عتصاب و تحصن را معنی ميکنم

ناراضی هستم! ديگر نميتوانم چشم هايم را در برابر خيلی از مشکلات به راحتی ببندم پس ميخواهم اعتصاب و تحصن را برای خودم معنا کنم پس به ياری من بياييد.
-بياييد اعتصاب کنيم که چرا برای دانشجويان امکانات نيست

-بياييد تحصن کنيم که چرا گوشتی که به خورد دانشجويان ميدهند مهر ذبح1352 بر روی ان نقش بسته است
-بياييد اعتصاب کنيم که چرا برای جوانان تحصيل کرده ما کار نيست
-بياييد تحصن کنيم که چرا بايد معلمان دلسوز ما و خيلی از دانشجويان شبها مسافر کشی کنند؟
-بياييد اعتصاب کنيم که چرا هر چه وعده دادند پوچ بود
-بياييد تحصن کنيم که چرا رئيس جمهور محبوب ما! به راحتی گولمان زد و برايمان کاری جز شعار نکرد
اعتصاب ميکنم که چرا آزادی بيان ندارم و در آخر ای کسانی که دم از نارضايتی ميزنید و زجر کشيده نيش مشکلات هستید چرا سکوت را نميشکنيد ؟
پس من فریاد ميکشم: بياييد اعتصاب کنيم که چرا هيچ کس با اين هم ادعا در تحصن ما شرکت نميکد؟!
 

Posted by dariush at 12:15 AM | Comments (11)

November 15, 2002

کشف حجاب

امروز 17 دي ماه متناسب بود با سالگرد کشف حجاب که بهانه اي به دست افراد سودجو از جمله ضياءالدين(يک بهايي مزدورکه ان اي تيوي رو اداره ميکنه)که اعلام کرده بود امروز دختران به خيابونا بريزند و کشف حجاب کنند.مرکز اين کار هم طبق معمول دانشگاه تهران بود که در اين زمينه تعداد زيادي از دختران و زنان اقدام به اين کار کردند و همگي توسط بسيجي ها دستگير و با ميني بوس به پاسگاه منتقل شدند.
من هم ديدم سوژه از اين چه بهتر حوالي ظهر به بهانه تعمير ماشين به اونجا رفتم که جمعيت متفرق شده ولي مملو از ماشين هاي گشت بود و تعداد بسياري از بسيجيان و نيروي انتظامي با لباس شخصي خيابونهاي فخر رازي و 16 آذر رو تحت کنترل داشتندو هر کي ازاونجا رد ميشد حتما بايد دليل اومدن به اينجا رو ميگفت. از شانسي که دارم بهم مظنون شدند (چون ميخواستم از اون محل فيلم بگيرم که توسط لباس شخصي ها شناسايي شدم ولي خدا رو شکر کاري بهم نداشتن وفقط ماشينو گشتن و گذاشتن برم). واقعا وضعيت عجيبي بود واين صحنه منو ياد شلوغي هاي کوي دانشگاه اتداخته بود(اون زمان براي گرفتن کارت ورودي دانشگاه اونجا بودم ).
اين که مردم خسته و ناراضي شدند به کنار ولي ملت ما افرادي نبودند که به خاطر حرف يک بهايي به خيابون بريزند و شلوغ کنند و بخوان از يک خائن دستور بگيرند.قبلا جوونا با يک انگيزه ديگه اي تجمع ميکردند که متاسفانه دارن به بيراهه ميرن و اين نشون ميده که احتمالا دود از يک جا ديگه بلند شده.
حالا اين وسط من که اهل اين مسائل نبودم نمي دونم چرا هوس کردم از اونجا فيلم بگيرم و خودمو به دردسر بندازم.

Posted by dariush at 01:00 AM | Comments (0) | TrackBack